تبليغاتX
< دیوونه خونه - آفتاب

دیوونه خونه

... این جا "بعضی دل خونه" است ...

 

هر دو کز کرده اند.

دستش را مي کند توي آب و يکي شان را بر مي دارد و مي اندازد توي سطل. بر مي دارمش و مي برمش و مي گذارمش روي ميز جلوي پنجره اتاقم.

مي گويد هر سال اين موقع لاله ها را بر مي گرداندي سرجاي اول شان بلکه اتفاقي بيفتد.

مي گويم امسال با سال هاي قبل فرق مي کند.

چيزي نمي گويد...

تند تند تکان مي خورد و مي چرخد زير نور ملايم آفتاب ...

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت12:29 بعد از ظهرتوسط خاتون |