می روم وبلاگ دوستان و همکارهای ژورنالیست قدیمی ام و ... و وبلاگ های دوستان دوستانشان و وبلاگ های دوستان دوستان دوستان شان و ...
نمی شود جمع بست ولی حال و روزها زیاد تعریفی ندارد.
درد ها مشترک ...
زخم ها مشابه ...
چه شده است؟
چند نفر جرات دارند سی سال بعد این وبلاگ ها را بخوانند یا به بچه شان نشان بدهند؟!
سی سال قبل اگر ملت می شد وبلاگ بنویسند چی می نوشتند و چقدر شیرین یا تلخ؟
+نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت4:41 بعد از ظهرتوسط خاتون |
درباره من
این جا وحشی خونه است ... این جا سوال خونه است ... این جا عشق خونه است ... این جا دیوونه خونه است ... جایی برای " بعضي تر" از دل نوشته ها و بي شك "نا" مامنی برای روح ... این جا "بعضي دل خونه" است ...