تبليغاتX
دیوونه خونه
... این جا "بعضی دل خونه" است ...
 

 

امشب پر ام!
پر از سروده هايي براي تو ...

نمي دانم با كدام صدا
با كدام ترنم
با كدام تلنگر
با كدام كشيده
با كدام جيغ و داد

همه اين ها را فرو كنم توي اين گوش لعنتي تو ...

بيداري را هميشه به خواب ترجيح داده ام و آمده ام تا خواب تو را آشفته كنم ...

دخترك سر به هوا!
مي شنوي يا بزنم توي گوشت؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

کم مونده دیگه روی کمری و پرادو هم خط نارنجی بکشن!

چرا نگفتم مثلا زانتیا؟ آخه الان تو خط ورامین داره مسافرکشی می کنه! والا!

می دونستیم اینقدر درآمدش واسه سفیدپوست* ها هم خوبه غلط می کردیم کار دیگه می کردیم ... کارت بنزینشم که حسابی ردیفه!!

 

سفیدپوست* کنایه از بچه مایه دار

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

واقعیت:

نرخ افزایش ولع برای افزایش کرایه مسیر با درشت تر بودن اسکناس رابطه نمایی و صعودی دارد!

 

دیالوگ:

- دیگه کرایه صد تومنی هیچ جا نیست!

- دروغ نگین مسیر هر روزتونه! نرخ اینجا اینقده همه هم همینو می گیرن!

 

توصیه:

وقتی رسیدید از تاکسی پیاده نشوید به چند دلیل:

۱- بتوانید بقیه پولتونو کامل بگیرین و راننده گاز نده قالتون بذاره

۲- بتوانید بحث کنید

۳- بتوانید در جواب دری وری های راننده رسا و واضح جوابشو بدید طوری که مسافرها هم بشنوند (در صورت مجاز بودن در فرهنگ اخلاقی شخصی خودتان)

۳- در صورت نگرفتن نتیجه (یا گرفتن و اگر راننده بهتان توهین کرد) در را با همه قدرت محکم و پرشتاب بکوبید به ماشین

حرصتونو همونجا خالی نکنین ور می دارین می برین سر اهل و عیال خالی می کنین یا فیلسوف می شین می شینین تو تاکسی های دیگه مغز بقیه رو می خورین!

 

بیماری:

پول آدم های بی جنبه رو مریض می کنه! یکی اش مرض هاری است. هر چی پول درشت تر ببینی هارتر می شوی!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

و در کامپیوترهای ناشناس ارزشمند ترین و باحال ترین فایل ها در دو فولدر یافت می شوند:

- Other
- New Folder

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

و بر شما باد جستجوی سطل آشغال های کامپیوترها شاید که جدیدترین آهنگ هایی که در به در دنبالشان بودید در آن جا باشد!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

+ اونایی که طرفو می برن رستوران یا کافی شاپ موقع پرداخت صورت حساب دونه دونه و به آرومی اسکناس ها رو می ذارن تو بشقاب!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

استخراج ژانر:

۱- اونایی که به در یخچال خونه و به طرف اپن آشپزخونه شون برنامه های دسی گرمی رژیمی پیور آبی یا پیور دریایی چسبانده شده و راه به راه درباره اش توضیح می دن و درباره دسی گرم های کاهش وزن و سایزشون در هر روز و پول ویزیت شون به پروفسور فلانی و ایروبیک و سونا تو باشگاه بیساری!

۲- اونایی که می رن مهمونی می گن برنج؟؟ هووغ!!! ماکارونی؟؟ چیه آدم گٍل بریزه تو شیکمش؟! غذای نونی که غذا نیس! سالاد؟؟ اه! سس؟؟ واه واه اینا که گچه سس نیس!! ما رژیم هستیم. عادت داریم ده روز هفته رو فقط گوشت مصرف کنیم! ( در این جا همه دیس گوشت را بر می دارن و خالی می کنن توی بشقابشون- بچه خطاب به مامان: ماماااااااااااان! من از اون لازانیا می خوااااام! از اونی که دیشب شام خوردیم خشگل تره!!!!)

 

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- چرا غصه؟ تمام برنامه های رژیمی و گن های خود را بریزید سطل آشغال و اعصابتان را آسوده کنید! تا پیرهن پوفی هست که آدم واسه عروسی اش ماتم نمی گیرد و خودش رو نمی اندازد تو سختی!! روی کاناپه سر سفره عقد با اون همه چین و پف و تور دوماد جا نمی شود؟ خب نشود! وای میسه کنارتون!!

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- گفتم ورزش! نه این که فقط وقتی چشمتون خورد به یه خانوم متشخص اون شکمتونو بدین تو!

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

+اون آقایونی که نیش شون به خاطر این جا بازه بهتره ببندنش! ببینمتون؟ اون دیگه چیه؟ پیلوته؟ پنت هاوسه؟ آسمون خراش چپ شده است یا شکمه؟ منظورتون از اون هیکل ورزشکاری که اینقدر پزشو به خانومتون می دین همین هرمی است که دارم می بینم؟

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- جنبه داشته باشین خانوما! آدم پونصد گرم کم می کنه که نمی ره فی الفور مانتوی اسمال بخره و لباس تنگ لختی بپوشه که!

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- در برخورد با همسر یا دوستانتون که دارن رژیم می گیرن خواهشا گاو نباشین! به جای سوسه اومدن هیکل تون به ظاهرشون دقت کنین! حتی شده به اغراق هم بگین که فلان جاش لاغر شده فلان جاش هنوز نه و داره رو فرم میاد! بشینین و از نوع رژیم شون سوال کنین! این طوری همه آدم های چاق جز صمیمی ترین دوستاتون می شن و باعث می شین قدرت ظرفیت عصبی دوستتون برای ادامه دادن رژیم شارپ بره بالا!

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- اگه سالاد آدمو لاغر می کرد گاوها هیچی گوشت به تن شون نبود!!!

امضا- دکتر پژوهان تغذیه

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

+به نام خدا! من دوست دارم در آینده مسوول بخش تست صدای سیستم های صوتی برای مشتری ها شوم و سیستم بفروشم!

امضا - خاتون (دیوونه سابق)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

دیگر نگران چه هستید؟

با عزیزان خود بدون نیاز به سیم کارت اختلاط کنید!

 

فروش ویژه "الیاس سل" تا عید فطر!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

خدارو شكر مدارس شروع شد ، بچه كوچولوها زياد تو اينترنت ريخته بودن ، خوشبختانه همشون گم و گور شدن!!! دو نقطه ... دی!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

 

- ببخشین آقا! شما بلیط اضافه دارین به من بدین؟

+ نه من کارت منزلت دارم دخترم! بدو بیا به راننده بگم دخترمی سوارت کنه ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- معنی نداره پسر این قدر خاله زنک! قاطی دخترا یا پسرا به پیچ پیچ و خبرکشی و فضولی!!! نه دوست محترمی از آب در می آید و نه شوهر خوبی!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

(۱)

 

یک روز فروغ پرسید کی ازدواج می کنیم ؟ گفتم اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده بانک و تعمیرکولرآبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره خانه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباس شویی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر باشی . هردومان یخ می زنیم ...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- من اپن بودم از اولش یادتون رفته شاید! از همون وقتی که تو شهر خودمون بودم و نیومده بودم تهرون! حالام واسه این شووره است که این روسریه رو می اندازم سرم! وقتایی که نیس خلاصم! از اون اول باهاس شوورتو همچین تربیت کنی که بعدا آدم نشه گنده لات بازی سرت در بیاره!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- عزیزم! ماموریت های کاری نقطه درخشان زندگی مشترک ما محسوب می شه! چون در این مواقع هر دویمان مجرد می شویم!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

به علت پلمب شدن حنجره، به يك عدد چسب اوهوي قوي جهت درزگيري يقه و آستين و پايين انواع تي شرت و پيراهن نيازمنديم!

نه كه اين شيطون هي مي ره توي پيرهن آدم ... بايد فوتش كرد تا بياد بيرون!

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط خاتون 

 

 

+ عشق آدم شونه به شونه آدمه اما زنش پشت سرش!

 

"دیالوگ فیلم رئیس"

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

مرد به زن:

 

+ گوش کن عزیزم! نه من که شرع من هم می گه که آخه به تو چه مربوطه. خودش هم بدش نمیومد وگرنه نمی رفت اسمشو بذاره تو لیست اون سایت. مسنجر هم که پر این چیزا. دفعه آخرت باشه که آمار منو می گیریا؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

معمای امروز روزنامه:

" چگونه می توان با شیش چوب کبریت شونصد تا مثلث ساخت؟"

 

پاسخ در صفحه بعد:

" کافیست چوب کبریت ها را مطابق شکل ریزریز کنید تا فرتی همه مثلث ها به دست آیند!"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

- این حرفها را ولش کن ... فعلا یه بوس بده! بعدا سر فرصت با هم قهر می کنیم...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

+ مام م م ... مااااااان ن ن !!! مامااااان! این بچه آهوئه جلوی چشم مامانش جیش کرد. مامانش اونو نشست. اون وقت همین جوری نجس نجس رااااه رفت !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

نمیدم دیگه. گند می زنی بهشون چون.

آخه آدم حسابی سی دی "اوپ دیس" دار رو به بهانه بیرون نرفتن صدا از اتاق می ذاره واسش "پید پید" کنه داداش؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

 

بدون نام دوم به بدون نام اول:

 

- اي ول. خوب ترتيب اين يارو رو دادي.حال کردم! حالا بريم گند بزنيم به وبلاگ يکي ديگه!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 

- نگفته بودی دکتر قرص های بابا رو زیاد کرده.

- تیترونش حرف ندارد. به بابایت گفتم از در مغازه صاحب کارش تیترون خارجی بیاره واسه تشک جواد.

- حاج کریم واسه اون چک دوباره زنگ زده بود خونه عصری.

- یادت باشه فردا از مولوی ده متر تور کتان براق بگیری مینا! سر این پارچه رو بگیر.

 

قیچی باز می شود و می رود لبه تیترون ... 

 سر می خورد...

با صدای بلند می گوید : لی لی لی لی لی لی لی لی ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط خاتون 

 
Site Meter